
از اینجا شروع شد که حاجآقا آقازاده در یکی از سخنرانیهایشان در مورد صلوات بر رسول الله و آل او به حدیثی از امام رضا (ع) اشاره فرمودند که:
در مجلس مأمون در حضور امام هشتم، سخن از مسئلهاى به ميان آمد كه به پيامبر گفته بودند كه سلام دادن به شما را مى دانيم، ولى صلوات بر شما چگونه است؟
پيامبر پاسخ فرمود: تقولون اللهم صل على محمد و آل محمد كما صليت و باركت على ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد
مأمون به اهل مجلس خود كه همه از علماى مذاهب اسلامى بودند گفت: آيا در اين باره (صلوات بر پيامبر به صورت فوق ) اختلافى به چشم مى خورد؟
آنها گفتند: نه و در اين باره همه امت (مذاهب) متفق اند مأمون به امام هشتم گفت: آيا درباره آل پيامبر توضيحى داريد؟
امام فرمود: به من بگوييد مراد از "يس و القرآن الحكيم" كيست؟
آنان گفتند: شكى نيست كه منظور از يس محمد صلى الله عليه و آله است.
-رجوع به این آیه که-
در آیه 130 سوره صافات داریم «سلامٌ علی الیاسین» - که طبق قرائت دیگری - «سلامٌ علی آل یاسین» این آیه یعنی سلام بر آل پیامبر.
در تفسیر ذیل این آیه اشاره شده که طبق قرائت اول منظور از الیاسین، حضرت الیاس(ع) میباشد و احتمال اینکه منظور "آل یاسین" باشد به دلیل اینکه(تنها با اختلاف یک آبه) در آیه 132 میفرماید «اِنه مِن عِبادنا المؤمنین» رد میشود. چون ضمیر "اِنه" به مفرد مذکر که در این آیه احتمالاً منظور از آن حضرت الیاس(ع) بوده است برمیگردد و مطابق جمع مذکر که به "آل یاسین" برگردد نیست.
حال 2 سوال مهم (البته تا قبل از خواندن کامل این متن!) مطرح میشود:
۱. آیا حدیث نقل شده از حضرت امام رضا (ع) معتبر نمیباشد؟
۲. مگر نه اینکه قرآن همین است که اکنون در دست ماست و بدون تغییر به ما رسیده است، پس تکلیف دو نوع قرائت برای قرآن در یک آیه چیست؟
بحثهایی شد، اما جوابی که قانع کننده باشد بدست نیامد، تا اینکه خداوند یکی از دانشجویان با علم و فضل را در مقابل ما قرار داد، اهل شهر علم و فضل؛ قم.
جوابهای ایشان که بسیار قانعکنندهتر از تمام بحثها بود:
۱. - حدیث میتواند درست باشد.
- اما تکلیف ضمیر "ه" در "اِنه" که به مفرد اشاره دارد چه میشود؟
- در کلام عرب، گاهی برای زیبایی سخن ممکن است از قواعد تخلف شود، و به سبک و سیاق متن میتوان از جمع به عنوان مفرد یا به عکس استفاده شود. کما اینکه در برخی موارد حتی مذکر و مؤنث بودن نیز باعث استفاده درست از فعل نمیشود. عرب میگوید: "طَلَعَت الشمس"، اما گاهی هم پیش میآید که میگوید "طَلَعَ الشمس". یعنی با اینکه "شمس" مؤنث است، از فعل مذکر استفاده شده است که بستگی به نوع متن و زیبایی جملهای دارد که در آن به کار میرود.
۲. - چون قرآن به سرزمینهای مختلف اسلامی برده شده که همه یک زبان نداشتهاند، حتی اعراب در مناطق مختلف شبهجزیره عربستان لهجههای تا حدی متفاوت دارند در برخی از قرائتها تفاوت اندکی وجود دارد،هفت قرائت معروف داریم. مثلاً میگویند: "مَلِک یومالدین" که مصطلح عرب حجاز"مالک یومالدین" است.
- یاد شعر حافظ افتادم که :
عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ ____ قرآن بخواند از بر در چهارده روایت
نتیجه:
ایشان به من فرمودند که: قرآن کتاب هدایت است و اینکه مثلاً با کدام قرائت بخوانیم آنقدرها در مفهوم تغییر ایجاد نمیکند. پس باید از کتاب خدا در جهت رشد و رسیدن به او استفاده کنیم و وقت و انرژی خود را با وارد کردن شبهه به آن تلف نکنیم. مهم این است که هر کس با تمسک به آن بتواند بار خود را برای آخرت ببندد.
مثل ما به مثل کسی ماند که همواره او را در برابر این سوال قرار دهند که اول مرغ بوده یا تخممرغ! در حالی که اصلاً مهم نیست ...به همین خاطر است که اکنون دیگر سؤالهای مطرحشده خیلی نمیتواند مهم باشد. زندگی به سرعت در حال گذر است و سفری دراز در پیش که آنچه نیاز دارد توشه راه است و آن تقواست.
یا حق