
دوشنبه بود 29 بهمن که مراسم عماد مغنيه در مسجد يوني برگزار ميشد. به پيشنهاد حسين سليماني رفتيم مسجد(البته من منتظر بودم يکي بگه که بلافاصله پايه بشم!) حالا بگذريم از تعريف دوست خوب؛ اونيه که نشست و برخاست باهاش آدم ياد خدا بندازه(پس حسين دوست خوبيه!)
اين متن رو با يه ذره تغيير از تابناک ورداشتم. ويدئو کنفرانس؛ آخرين جمله سيد حسن تو اين متن تو بي.بي.سي هم اومده بود، اما فقط همون بود ... لينکش گذاشتم ببينيد:
http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/7259657.stm
سيد حسن نصرالله دبيرکل حزبالله به مناسبت هفتمين روز شهادت عماد مغنيه در حسينيه سيدالشهدا بيروت سخناني ايراد کرد. قسمتهايي از اين سخنراني به شرح زير است:
در يادبود اين شهيد مايلم به برخي نقاط در ارتباط با شهادت عماد اشاره کنم:
اول:
ترور مغنيه بعد از دقيقا 25 سال پيگرد و پيگيري و همکاريهاي اطلاعاتي امريکا و اسراييل براي ربودن يا ترور او صورت گرفت. با اين حال فرق بين حاج عماد و برخي ديگر از افراد تحت پيگرد چيست؟ آنها نميتوانستند هرگز به او دست يابند. آنها موفقيت خود را در ترور عماد ميبينند. ما موفقيت عماد را 25 سال مبارزه با آنها و عدم پنهان شدن در غار ميدانيم به خصوص اينکه او ظرف ده سال گذشته آشکارا فعاليت ميکرد و در هر کجا حاضر بود. در جبهه و خط مقدم حاضر بود. دشمن و سربازان آن قبل از آزادي 2000 و پس از آن گمان نميکردند که اين عده جوانان که در تپهاي جمع شده و برنامهريزي ميکنند، حاج عماد را در ميان خود دارند. او توانست 25 سال زنده مانده و مبارزه کند و اين يک موفقيت بزرگ براي مدرسه حزبالله است.
دوم:
تحقيق در مورد عمليات ترور در دمشق هنوز ادامه دارد. قطعاً اين يک مسئوليت سوري است، چرا که ترور در دمشق صورت گرفت. هر چه در رسانهها گفته شده که کميته سوري ـ ايراني تشکيل شده، دروغ است. ما طبيعتا با تحقيقات سوري همکاري داريم ولي آنها مسئوليت تحقيق را بر عهده دارند و من با توجه به پيگيري روزمره خود ميگويم که آنها در اين موضوع بسيار جدي هستند و موفقيت زيادي نيز به دست آوردهاند. صرفنظر از تمامي شايعات دررسانهها که سعي دارد تحقيق را از مسير صحيح خود منحرف کنند ميگويم که تمامي دادههايي که تاکنون به دست آمده باور ما در مورد دخالت اسراييل در اين ترور را بيشتر کرده است.
سوم:
ما اسراييل را دشمن و مسئول ترور ميدانيم. ما در اين موضوع واضح و آشکار سخن گفتيم. برخي تلاش دارند که مسير مسئوليت را متوجه ديگري بکنند که ما با آن مخالفيم. اين حق ماست که از بسته شدن برخي مراکز فرهنگي غربي در صيدا و طرابلس اظهار تعجب کنيم. يا از هشدارهاي غربي و عربي در مورد سفر به لبنان شگفتزده شويم. اگر مقصود، احتياط در قبال ما است که ما هدفمان اسراييل و انتقام از اسراييل است. اگر مقصود ترس از ورود جرياني مشکوک است، بهتر است اين موضوع را صريح گفته و پنهان نگذارند. ما همه بايد از ورود کساني که از تنش در لبنان سود ميبرند برحذر باشيم. اين مسئوليت آنهاست که اين موضوع را توضيح دهند. ما از اين کشورها ميخواهيم که به شکل مسئولانه و طبيعي رفتار کنند؛ مگر اينکه احتمال ديگري وجود داشته باشد. سوءاستفاده از اين مناسبت براي ايجاد تنش بيشتر و سقوط ابتکارعمل عربي و حرکت به سمت بينالمللي شدن مشکلات لبنان و سخن از قرار گرفتن لبنان در پرتگاه و جنگ و فروپاشي و اينکه برويم به سمت شوراي امنيت صحيح نيست. اميدواريم اينطور نباشد.
چهارم:
استراتژي مقاومت در لبنان از قديم تا کنون آزادسازي خاک، اسرا و دفاع از لبنان در برابر تجاوزات اسراييل است که هنوز نيز ادامه دارد. ما هنوز عليرغم درد زياد خود از شهادت عماد مغنيه از هرگونه گفتگوي ملي که به استراتژي دفاعي ملي مناسب برسد که دولت و تمامي لبنانيها مسئوليت دفاع از کشور را بر عهده گيرند، دفاع ميکنيم.
اما در مورد محو کردن اسراييل از نقشه زمين ... اي دشمنان اسراييل و دوستان اسراييل خوب بنشويد که چه ميگويم. زوال و فروپاشي اسراييل يک قانون تاريخي و سنت الهي است که هيچ راه گريزي از آن نيست. اين يک موضوع قطعي است. ما از يک مسير و سرنوشت تاريخي براي منطقه سخن ميگوييم. من معتقدم که اين مسير تاريخي ظرف چند سال کوتاه به نتيجه ميرسد. اين موضوع حتمي است و دلايل ذاتي و موضوعي دارد:
الف) اسراييل يک وجود غريب و بيگانه است که نميتواند در منطقه دوام داشته باشد
ب) اسراييل به خاطر قوت ذاتي خود نيست که وجود دارد؛ بلکه به خاطر تصميم بينالمللي است که اين تصميم ظرف چند سال کوتاه تغيير مي کند.
ج) به دليل مقاومت شصت ساله مردم فلسطين که هنوز قتل و گرسنگي و ... را تحمل ميکند و با تسليم شدن مخالفت کرده و قدس را تسليم نميکند و با وطنگزيني در هر زميني غير از سرزمين فلسطين مخالفت ميکند. اين يک موضوع ساده نيست. وقتي يک ملت شصت سال در اين شرايط سخت مقاومت ميکند، اسراييل دچار فروپاشي خواهد شد.
د) واقعيت جغرافيايي در اسراييل. اسراييلي ها از حضور خود ميترسند؛ حتي اگر فلسطينيان استراتژي مقاومت نداشته و فقط استراتژي ازدواج و بچهداري داشته باشند.
هـ) ممانعت عربي: برخي کشورهاي عربي و در راس آنها سوريه و مقاومت مردمي گسترده وجود دارند. صهيونيستها ميدانند که ممکن است برخي دولتمداران با آنها باشند ولي مردم مخلص و وفادار و مومن و صادق امکان ندارد که دست خود را به سمت اشغالگران قدس و فسطين دراز کنند. اگر برخي سياستمداران براي حفظ پستهاي خود اين کار را ميکنند، ملتها با جنايتکاران در ديرياسين و قانا آشتي نميکنند. آنها اسراييل را به شکل عجيبي محاصره خواهند کرد.
و) فقدان رهبران تاريخي در اسراييل. هنگامي که شارون آمد، من به مسئوليت خود گفتم که شارون آخرين پادشاه تاريخي اسراييل است. افراد پس از وي ديگر کوتولههايي بيش نيستند. پس از صدور گزارش وينوگراد گفتند که اين گزارش تشويقي براي اولمرت و موفقيتي براي او بوده است. ما برعکس خوشحال هستيم. اگر آنها به جاي نخستوزير ابله و احمق کنوني، يک رهبر کاريزماتيک داشتند چه بر سر ما ميآمد؟! من به آقاي وينوگراد به خاطر عدم سرزنش اولمرت تبريک ميگويم. فقدان رهبران نظامي و سياسي دليل بزرگي است. خود نتانياهو يک بار گفت که فرهنگ يهوديت اسراييل از بين رفته است. جامعه آنها دچار فروپاشي و شکاف شده است. جوانان به ارتش نميپيوندند و سربازان ارتش به جنگ نميروند.
ز) سقوط هيبت قدرت ارتش و اعتماد متبادل ميان افسران و سربازان و مردم و ارتش. من نميگويم . شما ببييند که خود آنها چه ميگويند. اين نتايج اخير از نتايج پيروزي سال 2000 و افزايش انتفاضه در فلسين و ناتواني صهيونيستها در مقابله با فلسينيان و نتايج جنگ تابستان گذشته است. من به همين دليل به سخنان بن گورين استناد کردم که گفته بود: «اسراييل با شکست در اولين جنگ، سقوط خواهد کرد». در اسراييل اين بحث وجود داشت که آيا ما در سال 48 شکست خورديم يا نه؛ ولي اکنون ديگر اين بحث وجود ندارد. برخي مردم در لبنان خجالت ميکشند که بگويند لبنان پيروز شده و احساس عذاب ميکنند ولي در اسراييل توافق نظر کاملي وجود دارد که آنها در برابر چند هزار تن از سربازان مقاومت، شکست خوردهاند. بنا بر اين با استناد به سخنان بن گورين، سقوط اسراييل نزديک است. وقتي به جنگ سال گذشته و قبل از آن نگاه ميکنيم، نميتوانيم حضور عماد مغنيه را ناديده بگيريم و به همين دليل بود که گفتم خون عماد مغنيه باعث زوال اسراييل ميشود.
پنجم:
اکنون اسراييليها تهديد به جنگ ميکنند. آنها پيش از ترور حاج عماد و پس از آن تهديد ميکند. ما اين عمليات را مرحله مقدماتي جنگ عليه لبنان و مقاومت ميدانيم. اين تنها زدودن يک فرد که تهديدي براي آنها بود، نيست. اين يک عمليات مقدماتي براي نقشه آتي آنها است. آنها اکنون به صراحت ميگويند که چند چهره اساسي در مقاومت وجود دارد که بايد از بين بروند. استناد آنها به نتيجهگيريهايي است که از جنگ تموز گرفتند. آنها به اين نتيجه رسيدند که برخي فرماندهان و در راس آنها حاج عماد، باعث پيروزي حزبالله شدند و اکنون بايد آنها را از ميان برداشت تا قدرت پيروزي و مواجهه حزب الله را از بين ببرند. برادران و عزيزان ... حاج عماد در چارچوب يک جنگ باز و پيشگيرانه ترور شد که اسراييل در جريان آن براي جنگ جديدي آماده ميشود. من نميخواهم کسي را بترسانم. تصميم جنگ و صلح به دست آنها است. متاسفم که بگويم که برخي احزاب در جناح حاکم ميويند جنگ آينده باعث از بين رفتن مقاومت و رهبران آن ميشود. آنها هر اندازه که ما عقبنشيني کنيم، عجلهاي براي حل و فصل سياسي در لبنان ندارند.
ارباب آمريکايي آنها با ابتکارعمل عربي مخالفت ميکند و آنها چيزي نميگويند. اگر چيزي که ساترفيلد گفت را متکي يا معلم گفته بودند قيامت ميشد.
آمريکاييها خجالت نکشيده و واضح و روشن هستند. آنها با هر گونه حل و فصلي مخالفند. پس از مراسم 14 فوريه، گروه حاکم گفت که پس از 14 فوريه با قبل از آن تفاوت خواهد داشت. موضوع چيست؟
به اين خاطر که يک و نيم ميليون نفر زير باران به ميدان شهدا رفتند؟ آنها گمان کردند که اين يک رايگيري مردمي است و آنها ديگر اکثريت هستند. اگر مقياس اين است، من دو پيشنهاد دارم. يک هفته است که آنها ميگويند که ما اکثريت مردمي واقعي هستيم. هر کدام از ما يک هفته يا ده روز مهلت بگيريم . شما درخواست تظاهرات کنيد و ما هم همينطور. بدون آنکه بهانه شهادت و ... داشته باشيم. هواداران شما و ما جمع شوند و آنگاه ميشماريم که کداميک بيشتر داريم. اگر اين مقياس است، ما موافق هستيم. اگر ميترسيد من شخصاً ميگويم شما يک ماه با تبليغات و ميليونها دلار هزينه، مردم را به ميدان شهدا آورديد. ما قبول ميکنيم.
ما و جنبش امل در روز عاشورا تظاهراتي داشتيم. جريان مستقلي بياوريد و تک تک مردم را بشماريد و مقايسه کنيد. اگر شما در ميدان شهدا بيشتر از ما در مراسم عاشورا بوديد، من اعتراف ميکنم که شما اکثريت هستيد. اگر مراسم 14 فوريه را بهانه قطع تمامي مذاکرات و گفتگوها قرار داده و ميگوييد ما اکثريت هستيم و راه خود را ميرويم بايد به قضاوت تن دهيد. اگر با توافق موافق بودند نيازي به اين همه سفر خارجي نبود. راه حل در مجلس با حضور عمرو موسي دبيرکل اتحاديه عرب به دست خواهد آمد.
آنها عناصر خود را جمع کرده و مثل آمريکا به آنها ميگويند که چند ماه ديگر بايد صبر کنيم تا همه چيز تغيير کند، چرا که جنگي رخ ميدهد و حزبالله و مقاومت از بين رفته و لبنان از آن ما ميشود. من به آنها ميگويم که اين تنها براي آمادهسازي و مشخصسازي موضعگيريها صورت ميگيرد.
اي ملت لبنان و تمامي دوستداران ما در جهان اسلام ... به شما ميگويم که آيا جنگ تابستان گذشته چيزي غير از تلاش براي شکست ما و ايجاد تغيير جغرافيايي در لبنان بود که شکست خورد؟ توافقي اسراييلي وجود دارد که نتيجه شکست در آن جنگ، خلل در ارتش و تعلل در تجاوز زميني گسترده بود. در جنگ جديد آنها ميدانند که نيروي هوايي فايدهاي ندارد. آنها بيشترين تلاش خود را کرده و شکست خوردند. به همين دليل آنها اين بار تلاش خواهند کرد که جنوب لبنان را به سرعت اشغال کنند.
در مقابل ما با تمام افتخار و ايمان ميگوييم که بله ما آماده مواجهه و دفاع و ساختن پيروزي جديدي هستيم انشاءالله. نه آنها و نه صهيونيستها و نه نوکران آنها نميتوانند جبهه داخلي اسراييل را از برد موشکهاي ما حفظ کنند. در مورد تجاوز زميني با تمام مسئوليت و تجربه ميگويم که برادران حاج عماد مغنيه و شاگردان او که عزم و اراده آنها قوي تر شده است با ارتش اسراييل در صورتي که گمان کند ميتواند وارد جنوب لبنان شود، در هر کوچه و هر راهي مبارزه ميکند.
قسم ميخورم که تانکها و سربازان خود را بر دوش کشيده و در پيش پاي شهيد عماد مغنيه کشته خواهيد شد.
اي جنايتکاران صهيونيست ... به شما قسم ميخورم که در هر جنگ جديدي در ميدان و زمين به گونهاي با شما خواهيم جنگيد که در تاريخ خود به ياد نداشته باشيد. ارتش و تانکهاي شما و باقي هيبت شما در جنوب لبنان نابود ميشود و اسراييل بدون ارتش باقي ميماند که اگر بدون ارتش باشد، ديگر وجود نخواهد داشت. اينجاست که ميگويم خون عماد مغنيه باعث نابودي اسراييل ميشود.
ششم:
هنگامي که از استراتژي مقاومت و دفاع از لبنان سخن ميگويم يک نکته است ولي نکته ديگري وجود دارد و آن حق مشروع ما در دفاع از خود است. هنگامي که کشته ميشويم به خصوص در خارج از ميهن نميتوانيم سکوت کنيم و اجازه دهيم به دشمن که رهبران ما و سازندگان پيروزي و آزادسازي را ترور کنند. اين عده تصاوير و اساميشان فقط پس از شهادت است که روشن ميشود.
چندي قبل به من گفتند که چرا به سازمان ملل و شوراي امنيت شکايت نميکنيد. چه بگويم؟ شوراي امنيت که جنايت قانا را محکوم نميکند، ميخواهد به موضوع عماد مغنيه رسيدگي کند؟
به ما ميگويند خواستار تشکيل دادگاه بين المللي شويد. چه دادگاه بين المللي؟ دادگاهي که بوش و سارکوزي از آن سخن مي گويند؟
دادگاهي که سخنگوي آن در معراب [مقر سمير جعجع] است و قاضي آن در کليمانصو [مقر وليد جنبلاط] است؟ آيا اين دادگاه عدالت مي تواند بياورد؟
ما به چه کسي ميتوانيم پناه ببريم؟ دولت لبنان که رهبر مقاومت را ناديده گرفت؟ آنها اکنون با خرده نانهاي عماد مغنيه زنده هستند.
به جامعه بينالمللي پناه ببريم؟ که به اسراييل حق نابودسازي لبنان را ميدهد که دو اسير را گرفته تا تبادل اسرا کند؟ هنگامي که از خود دفاع ميکنيم متهم به تروريسم ميشويم.
ما هرگز به آنها پناه نميبريم. آيا شما قبول ميکنيد که به نزد آنها رفته و به آنها پناه ببريم و مسير خود و آينده و کشورمان را در دستان آنها قرار دهيم؟
ما از ابتدا تاکنون اين چنين بوده و اين چنين نيز باقي خواهيم ماند. ما کاري با جامعه بينالمللي و شوراي امنيت نداريم. از ابتدا تاکنون و تا نهايت ما خدا را داريم که برايمان کافي است. به او ايمان آورده و او را در جريان سالهاي مقاومت و جنگ سال گذشته امتحان کرديم.
پس از خدا ما بازوهاي مجاهدان و قهرمانان خود را داريم. ما محبت هواداران خود را در تمامي لبنان داريم. محبت خانواده خود را داريم که خطرات را روز به روز تحمل کرده و در واقع شرافتمندترين و پاکترين و بزرگترين مردمان هستيد.
به همين دليل دست خدا با ماست و به آن ايمان داريم و دهها هزار عماد مغنيه در اختيار داريم و خانواه ما در اين درجه از شرافت و صداقت قرار دارد. ما تسليم نشده و سر خم نخواهيم کرد.
ما از مدرسه هيهات منا الذله هستيم.
به همين دليل ما از خود به روش خود دفاع خواهيم کرد و زمان و مکان آن را نيز خود انتخاب ميکنيم. با تصميمگيري ملي و ميهني خود و اراده و شجاعت خود از خون خود دفاع ميکنيم.
در روز هفتم شهادت تو اي عماد مغنيه فقط يک جمله ميگويم:
اي حاج عماد! به خدا قسم ميخورم که خون تو به هدر نخواهد رفت.